فیلم زنده شور ساختهی کاظم دانشی است، کسی که بعد از فیلم علفزار نشان داده بود رگ خواب درامهای پروندهای و دادگاهی سینمای ایران را خوب میشناسد و تکنیک استخراجِ قصه از دل پروندههای واقعی جنجالی را بلد است اما آیا زندهشور توانسته گام بلندتری نسبت به اثر قبلی او باشد یا در تلهی همان الگوهای هیجانزده و بیانیهپردازانه گرفتار شده است؟ در ادامه با نقد و بررسی فیلم سینمایی زندهشور همراه مجله بازار باشید تا به این سوال پاسخ دهیم.
فیلم زندهشور با نامزدی در 11 جایزهی جشنواره فجر و کسب 5 عنوان از آنها، کار خود را پایان داده ومدعی خوبی برای گیشهی سینمایی ایران محسوب میشد اما علارغم کسب جایزهی بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و جایزهی بهترین کارگردانی (سایر جوایز آن بهترین موسیقی متن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد) شاید بنظر اثری فوقالعاده بنظر برسد اما اگر دقیقتر باشیم، نهایت با اثری متوسط رو به بالا طرف هستیم که نگاه کردنش خالی از لطف نباشد اما توجه داشته باشید که برای لذت بردن از این اثر نیازی نیست شما هم همین قدر دقیق باشید.

داستان فیلم زنده شور | التهابآفرینی به جای درامپردازی لایهمند

فیلمنامهای که کاظم دانشی و محمد داوودی با آن به سراغ ما میآیند، تمرکزش بر روی یک موقعیتِ زمانی بسیار فشرده و ملتهب گذاشته شده و بطور خلاصه باید دربارهی آن بگویم که فیلم بر پایهی ساعات پایانی پیش از اجرای حکم قصاص چند محکوم میچرخد و داستانِ تکاپوی نمایندهی دادستان برای گرفتن رضایت را نشان ما میدهد. الگوی روایت در پرده اول، پرقدرت و درگیرکننده محسوب شده و آقای دانشی بلافاصله مخاطب را به وسط تلاطم انسانی و دادگاههای خیابانی و خانوادگی پرت میکند.
وقتی فیلم زندهشور را تماشا میکردم، دیالوگ من نسبت به فیلم این بود که تا اینجای روایت مشکلی نیست اما وقتی به اواسط پرده دوم این فیلم رسیدم، دیدم که مشکل بزرگ اثر حالا در حال نمایان شدن است. در این قسمت از فیلم، به جای آنکه فیلمنامه روی عمیقتر کردن شخصیتها و کالبدشکافی ریشههای روانشناختی جرم و بخشش تمرکز کند و ما را در تم خود نگه دارد، به یک چرخهی تکراری از التماس، خشم و خطابه تبدیل میشود که خستهکننده و تا حدی منزجر کننده هم بنظر میرسد.
در یک درام ملتهب جاندار، تعلیق باید از جنس تصمیمهای سخت اخلاقی باشد اما ما فقط با شمارش معکوس ساعت تا پای چوبهی دار طرف هستیم. آقایان دانشی و داوودی (محمد داودی نویسندهی اثر) در نیمهی دوم، کنترل ریتم دراماتیک را از دست میدهند و اثر به سمت یک بیانیهی طولانی و گلدرشت در رابطه با فرهنگ قصاص و گذشت کشیده میشود آن هم به شکلی که دیالوگها از دهان کاراکترهای شناسنامهدار خارج نمیشوند چون کاملاً مشخص هست که شعارهای گلدرشت، متعلق به فیلمنامهنویسان هستند.
کارگردانی فیلم زنده شور | آقای دانشی در حبسِ تنشهای مصنوعی

از منظر اجرا، دانشی نشان میدهد که تسلط خوبی بر هدایت سکانسهای شلوغ و متراکم دارد اما سینما فقط کنترلِ شلوغی نیست زیرا سینما انتخاب زاویهی دید است. دانشی برای تزریق استرس و بیقراری به مخاطب، از دوربینِ بیقرار و کاتهای سریع استفاده کرده ولی این تکنیک در 30 دقیقهی اول جواب میدهد که اتکای بیش از حد به نماهای خردشده و دوربین روی دست، در نهایت باعث میشود به مرور حس التهاب ارگانیک از بین برود و جای آن را به یک عصبیت تصنعی میدهد.
وقتی روایت به فضاهای بسته کشیده میشود، فرم کارگردانی باید بتواند تناقضات درونی کاراکترها را با قاببندی افشا کند اما در فیلم سینمایی زندهشور، دوربین دانشی به جای خلق یک میزانسن روانی، بیشتر مامور ثبت واکنشهای دراماتیک است. قابها به ندرت فرصت میدهند که مخاطب لحظهای با سکوت و خلوتِ درونِ کاراکترها تنها بماند، همین مسئله دامن میزند به افت ریتم پردهی دوم و دومینووار باعث از دست رفتن پتانسیل روایت میگردند.
بازیگری فیلم زنده شور | درخشش بهرام افشاری در یک درام تلخ

بدون شک نقطهی عطف و موتور محرک اصلی فیلم، حضور بهرام افشاری است (که سیمرغ بلورین را هم برای این نقش شکار کرد). افشاری که خیلیها او را با قالب کمدی میشناسند، در اینجا با کنترلی فوقالعاده روی پرسونای خود، بازی کنترلشده و در عین حال ویرانگری ارائه میدهد. او موفق میشود حس استیصال، استرس شغلی و انسانیتِ لرزانِ نمایندهی پیگیر پرونده را بیآنکه به ورطه اغراق بیفتد، متجلی کند. افشاری که هر چه بیشتر پیش میرود، به نقشهایی که ایفا میکند واردتر میشود، در سینمایی زنده شور مهارت خود را کامل به نمایش میگذارد.
در کنار او، بازیگرانی چون حامد بهداد، سارا بهرامی، امیر جعفری و مارال فرجاد ترکیب پرزرقوبرقی ساختهاند. مارال فرجاد در نقش مکمل درخشش خوبی دارد (که سیمرغش را هم برد) اما بقیهی بازیگران گاهی در تلهی بازیهای برونگرایانه و آشنای خود میافتد که این اتفاق در بازی آقای حامد بهداد شدت بیشتری دارد. نبود یک خط مشخص برای یکسان شدن در بازیگیری باعث شده تا ریتم بازیها ناهمگون به نظر برسد و وقتی افشاری زیرپوستی بازی میکند، برخی پارتنرهای او در این فیلم به سیم آخرِ اجراهای نمایشی میزنند.
فیلم سنمایی زندهشور | درگیر با تلهی سینمایی پروندهای

زندهشور را میتوان فرزند خلف زیستبومِ فعلی سینمای ایران دانست، سینمایی که دریافت کرده جامعه به شدت مستعدِ واکنش به سوژههای التهابیِ جنایی و قضایی است اما آسیب بزرگ این نوع سینما (که پیشتر در آثار دیگر این جریان هم دیدهایم) هندی شدن و احساساتگرایی در لحظه گرهگشایی است. فیلم برای راضی نگه داشتن مخاطب یا فرار از پیچیدگیهای واقعی سیستم قضایی و روانشناختی انسانها، در انتهای مسیر، روی ریلِ احساساتگراییِ عریان حرکت میکند.

همه جزئیات تریلر جی تی ای ۶ با امید لنون









نظرات