سریال مرد سه هزار چهره بلاخره روی آنتن تلوزیون رفت و اولین قسمت آن از شبکهی سوم سیما پخش شد. نمیدانم ابتدا به تماشای این قسمت نشستهاید و سپس به سراغ نقد آمدهاید یا هنوز این سریال را تماشا نکردهاید اما باید بگویم که این سریال مسیر طولانیای دارد اما امیدوارم بتواند خود را به حداقلها برساند؛ در ادامه با نقد قسمت اول سریال مرد سه هزار چهره همراه مجله بازار باشید.
تماشای یک قسمت کامل از دست و پا زدن مهران مدیری در نقش مسعود شصتچی بدون آن که حتی ثانیهی بتواند به شما القا کند که فیلم کمدی است، برای من کلافهکننده بود و فقط منتظر پایان آن بودم اما نقد من چیز دیگری است. شاید فکر کنید تیتر این مطلب صرفاً برای توجه گرفتن اینطور نوشته شده اما باور کنید در تمام قسمت بین حس دوگانگی این که سریال مرد سه هزار چهره الان یک شو تبلیغاتی محسوب میشود یا تلاشی ناقص از سوی مدیری و دارودستهاش هست، قرار داشتم ولی بیایید کمی موشکافانه به این قسمت نگاه کنیم تا تکلیف مشخص شود.
سریال مرد سه هزار چهره | آنچه از دستان نویسندگان داستان بر آمده

وقتی سریال مرد سه هزار چهره شروع میشود دوربین به دنبال مسعود شصتچی میگردد تا او را سر شغلی که سابقاً به آن در شیراز مشغول بود پیدا کند پس ما باز هم با یک ادارهی بایگانی طرف هستیم که مهران مدیری در آن فعالیت دارد. قبل از آن که شتصچی را ببینیم با شخصیت خانومی روبهرو میشویم به نام مهرو سبابهچی (با بازی بهی جدیدی) که از همان ابتدا به ما نشان میدهد سطح طنز داستان در چه حد خواهد بود، وقتی مسعود، شصتچی هست پس همکارش هم انگشت دیگری ازانگشتان دست خواهد بود.
قضیهی کمدی داستان با ورود حواسپرت گونهی مدیری وخیمتر هم میشود و نشان میدهد مدیری به عنوان سرپرست تیم نویسندگی از نویسندگانش، یعنی آقایان محمد امین فرشادمهر، احمدرضا کاظمی و امین انتظاری خواسته که به جای نهادینه کردن کمدی در روند داستان و بسط آن، متوسل به طنز در لحظه شوند و مسیر یک کمدی موقعیتی را شکل دهند. روند اولین قسمت سریال مرد سه هزار چهره انقدر عجیب پیش میرود که ما صحنههایی را میبینیم که معمولاً برای این برنامه و شبکهای که در آن منتشر میشود کمی ناآشنا است اما بیش از این وارد این موضوع نمیشوم.
جملات دو پهلو چه از سوی مدیری و چه از سوی سایر نقشها کمی باعث میشود که این سریال به سمت یک شو تبلیغاتی میل کند و بنظر نمیرسد در ادامه از میزان آنها کاسته شود بالعکس، احتمالاً در ادامه سریال بیشتر شاهد شوخیهایی باشیم که این چنین هستند. تیم نویسندگی سعی داشته که انتقاداتی هم به جامعه وارد کند و در نتیجه برخی از مسائل روز را هدف گرفته و به قلم نقد میکشاند اما همانقدر که کمدی سریال، کمدی نیست، نقد درون داستان هم نقد نیست که بنظرم در این مورد تیم نویسندگی خوب عمل کرده تا سریال بر یک مرز باریک میان فضاهای مختلف حر کت کند.
بازیگران سریال مرد سه هزار چهره | شاید زمان مسئله را حل کند

حضور غلامرضا نیکخواه و پروین قائم مقامی در سریال مرد سه هزار چهره کاملاً یک امر بدیهی بود و انتظار میرفت مدیری از بازیگران قدیمی خودش در دو فصل قبلی، استفاده بیشتری ببرد تا شاید با حس نوستالژی بتواند مخاطب را نگه دارد اما حداقل تیتراژ شروعی سریال جزء اسامی که تا اینجا نامبرده شده، فقط به معرفی نصرالله رادش و پژمان بازغی پرداخته و در تیتراژ پایانی ما را با دیگر بازیگرانش آشنا میسازد. با توجه به چند ایفای نقش مدیری، او در این سریال دارد تمام تلاشش را میکند و کاملاً این حس منتقل میشود اما فعلاً خودش تنها پاشنه آشیلی هست که سریال دارد.
بازیگری نیکخواه هم متاسفانه کاملاً مشهود است که از نقشهای قبلی او میآید و بیشتر به شخصیت یکسان او نزدیک میماند اما با توجه به تغییراتی که در شرایطش داده حالا کمی مقبولیت دارد و در عین اینکه تلاش میکند مسعود را حمایت کند، او را سرزنش میکند. سالهای سال میشود که پروین قائم مقامی نقش یک مادر را به خود گرفته و با توجه به این که خود مادر بوده، دیگر زیادی در این نقش فرو رفته و بیقید شرط او را مادر میبینیم اما نقش او دیگر به سوی تکراری شدن پیش میرود و کاملاً با دیدن او بدون بازی، میدانید چه خواهد کرد همانطور که در مرد سه هزار چهره یا در حاشیه و حتی در ساختمان پزشکان ایفای هنر کرد.
بهی جدیدی به عنوان شخصی که مستقیماً با مهران مدیری طرف هست، در قامت خود خوب ظاهر شده و ایرادی بر او نیست چرا که بیشتر اعمال او بدلیل شباهت گفتار و طرز فکر به مسعود شصتچی در دستان نویسندگان بوده که او را تبدیل به شخصیتی با دیالوگهای دو پهلو میکند و تکرار دیالوگش فقط برای بار اول قشنگ هست ولی تا آخر قسمت تکرار ادامه دارد. در نقش پردازی سایر بازیگران هم موردی نیست چرا که هنوز نقشهای زیادی وارد ماجرا نشدهاند.
فیلمبرداری، کارگردانی و سایر جزئیات سریال مرد سه هزار چهره | کار تلوزیونی همین است

بخواهم صریح بگویم تا بیش از این وقت شما را نگیرم، باید اشاره کنم که دوربین به دنبال شکار لحظهها بوده و سعی شده مانند یک برنامهی سرگرمی فیلمبرداری اتفاق بیافتد که بنظر مناسب این سریال هست. در بخش کارگردانی هم مدیری حرف خاصی برای گفتن باقی نمیگذارد اما رنگمایه سریال تا حدی زیادی شبیه به در حاشیه است اما تلاش مضاعفی شده تا بیشتر از این چیزی شبیه به درحاشیه نباشد. در بخش پایانی داستان هم اتفاقات کاملاً بچهگانه بنظر میرسند و بیشتر انگار تلاش کردند تا زمینهی داستانی را هرطور که شده حاضر کنند.

در کل، برای سریال مرد سه هزار چهره نمیتوان نقد سخت یا نرمی به کار برد و نمیشود اشتباهاتش را بزرگ دانست چرا که اولین قسمت از یک سریال حرف برای گفتن زیاد دارد اما زمانش کم است ولی این دلیل نمیشود آشی شلهقلمکار تحویل ما بدهند. اگر میتوانستم قسمت بعد را بلافاصله ببینم احتمالاً میگذاشتم در تایمی دیگر ادامه دهم چون بنظرم کشش لازم را دارد اما آنقدر قوی نیست که مخاطب را با خود بکشاند. حالا رسیدیم به پول شیرینی را باید بدهیم، پول جعبه را جدا پس نظرتان را دربارهی این سریال نوشته و دیدگاهتان را نسبت به ادامهی این سریال با سایر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
چجوری دختر گاس و انیمهای باشیم؟ میزگیم با فرزاد فانی









میشه شما خودتوناراحت نکنی
به نظر من که فیلم خوب و کمدی هستش
صحیح
کجامعه دیگر کشش مسخره بازی نداره
خودتون چرا فیلم های کمدی درست نمیکنید ؟
کار مدیری درسته بازم خوبه هست تا تلویزیون بی روح رو تموم بده
نقد ساده هست درست کردن یخته
[…] نقد سریال مرد سه هزار چهره؛ قسمت اول | شو تبلیغاتی یا ت… […]
[…] نقد سریال مرد سه هزار چهره؛ قسمت اول | شو تبلیغاتی یا ت… […]