نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت چهارم | جلویش را بگیر تا حیف نشده
انتخاب سردبیر سینما نقدوبررسی فیلم و سریال

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت چهارم | جلویش را بگیر تا حیف نشده

IMDB-
-
کارگردان:مهران مدیری

قسمت چهارم مرد سه هزار چهره بیش از آنکه گِرهی از کلاف سردرگم داستان باز کند، رسماً تثبیت‌کننده یک حقیقت تلخ درباره‌ی روند سریال بوده و آن گرفتار شدن مسعود شصت‌چی در یک دور باطل دراماتیک محسوب می‌شود اما در ادامه همراه مجله بازار باشید تا دقیق‌تر به ابعاد این قسمت از سریال بپردازیم.

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت سوم | این مرداب خود منجلاب است

اگر در دهه‌ی هشتاد، گذر شصت‌چی از یک موقعیت به موقعیت دیگر ( مثلاً از محیط نیروی انتظامی به محفل شعر و ادبیات یا جراحی بیمارستان) موتور محرک تازه و غافلگیرکننده‌ای برای کمدی خلق می‌کرد، در قسمت چهارم این اثر مهران مدیری دقیقاً برعکس عمل کرده است. داستان روی همان ایده‌های اولیه قسمت‌های قبل (درگیری‌های اداری برای گرفتن وام، موقعیت کش‌دار گروهک تروریستی و سوءتفاهم‌های خانوادگی با مَهرو) درجامی‌زند، بی‌آنکه قدرتی برای جهش به پرده‌ی بعدی داشته باشد.

همین حالا با دانلود برنامه‌ی فیلم ترسناک از بازار، یکم هیجان ترس رو تجربه کن!

داستان قسمت چهارم سریال مرد سه‌ هزار چهره | عارضه‌ی کش‌آمدن ایده‌های یک‌خطی

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت چهارم | جلویش را بگیر تا حیف نشده

بزرگ‌ترین لغزش ساختاری قسمت چهارم در عدم توسعه‌ی پلات رخ می‌دهد زیرا در الگوی استاندارد کمدی-اجتماعی، یک موقعیت یا باید تعمیق پیدا کند یا تغییر فاز بدهد اما فیلم‌نامه در این قسمت تمام تمرکز خود را روی تکرار شابلون‌های خنده‌دار پیشین گذاشته است. در این قسمت، داستان قصد دارد با دو موضوع شوخی کند، یکی ادامه و تکرار شوخی با بروکراسی (کاغذبازی اداری) و دوم ادامه‌ی شوخی با تروریست‌ها که هر دو افول را در طول این قسمت تجربه می‌کنند.

نقد سریال از یاد رفته | شاید هدف همین از یاد رفتن باشد

تکرار شوخی با بروکراسی و ماجرای پیچیدگی‌های گرفتن وام و راه‌کارهای ساختارشکنانه یا عجیب شصت‌چی، در قسمت‌های قبل معرفی شده بود. تکرار همین تم در قسمت چهارم، بدون افزودن لایه‌های جدید عاطفی یا طنز موقعیت، اثر را به یک آیتم نمایشی طولانی تبدیل می‌کند و آن را از یک اثر داستانیِ 15 قسمتی جدا می‌کند. فیلم در خط تروریستی خود عقیم می‌ماند و همانطور که می‌دانید، شوخی با هویت و رفتارهای گروهک تروریستی در قسمت سوم کلید خورده بود اما در قسمت چهارم رسماً به بن‌بستِ خلاقیت می‌رسد. دیالوگ‌نویسی‌ها دیگر قدرت ایجاد غافلگیری ندارند و منطقِ سورئال همیشگیِ کارهای مدیری، جای خود را به شوخی‌های فیزیکی و لفظیِ دست‌دستی داده است.

کارگردانی و دکوپاژ قسمت چهارم سریال مرد سه‌ هزار چهره | فرمِ خسته و ریتمِ افتاده

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت چهارم | جلویش را بگیر تا حیف نشده

 

عادلانه‌ترین توصیفی که می‌توان برای کارگردانی مهران مدیری در قسمت چهارم سریال مرد سه هزار چهره به کار برد، سازش با حداقل‌ها است. میزانسن‌های مدیری دیگر واقعاً بی‌جان شده‌اند و دوربین در این قسمت منفعل‌تر از همیشه عمل می‌کند. چیدمان بازیگران در صحنه به شدت ایستا محسوب شده و ریتم کارهای کلاسیک مدیری که زمانی با حرکت‌های ظریفِ دوربین، تقطیع‌های به‌موقع و حسِ پویاییِ صحنه همراه بود، جای خود را به کات‌های ساده بین نماهای ثابت داده است.

سریال کلوزفرند رو هنوز ندیدی؟ همین حالا از بازار رایگان تماشا کن

مسئله جایی عمیق‌تر می‌شود که برای پوشاندن ضعف از اکسسوار بصری استفاده می‌کنند و این را راه حل خود قرار می‌دهند. وقتی دکوپاژ ناتوان از خلق ریتم دراماتیک باشد، کارگردان سعی می‌کند با شلوغ کردن صحنه یا تکیه بر آکسسوار، خفگی فضای اپیزودیک را بپوشاند اما در این قسمت، حتی فضای بصری هم رمقی برای کشاندن بار کمیک ندارد. بنظر می‌رسد آقای مهران مدیری صرفاً با توجه به پیشینه‌ی سریال قصد داشته پیش برود اما حالا دارد نمایان می‌شود که این مسیر مناسبی برای ساخت یک دنباله نیست.

بازیگری در قسمت چهارم سریال مرد سه‌ هزار چهره | استیصالِ پرسونای شصت‌چی کاملاً مشخص است

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت چهارم | جلویش را بگیر تا حیف نشده

شخصیت مسعود شصت‌چی زمانی نماد دست‌پاکی، مظلومیت و سادگیِ گرفتارشده در طمع یا پیچیدگی دنیا بود اما در قسمت چهارم، ری‌اکشن‌های شصت‌چی بیش از آنکه حس همذات‌پنداری برانگیزد، دچار تصنع شده، موردی که از قسمت اول به آن اشاره شد و در قسمت سوم شدت گرفت. نگاه‌های معروفِ مهران مدیری به لنز دوربین که در گذشته ضربه‌ی نهایی را به شرایط موجود در صحنه می‌زد، در این قسمت به کارکردی تشریفاتی و بی‌موقع تنزل یافته است و دیگر مشخص نیست چه رخ می‌دهد.

نقد فصل سوم سریال Silo | صدای چکشی که هر بار بلندتر است

همچنین بازیگران فرعی و جدید به دلیل نبودِ یک خط‌ کشی دقیق داستانی صرفاً کاراکترهای تیپیکالی هستند که حول محور شصت‌چی می‌چرخند بدون اینکه بتوانند ارتباط متقابلی مثل ترکیب‌های خاطره‌انگیزِ گذشته ایجاد کنند. شخصیت بهی جدیدی که در قسمت اول اشاره شد تا چه حد خوب می‌تواند ترکیبی با مهران مدیری بسازد، حالا گرفتار ریتم و فضای سریال شده و حتی بازی او هم علارقم خوب بودن، دیگر آنچنان به چشم نمی‌آید.
قسمت چهارم مرد سه هزار چهره بر روی موج بازگشت به گذشته سوار شده اما فراموش کرده که مخاطب سال 1405 دیگر با همان فرمول‌های دهه‌ی هشتاد اغوا نمی‌شود. تکیه صرف بر نام یک برند محبوب تنها تا دو یا سه قسمت اول می‌تواند تماشاگر را به دنبال خود بکشد اما وقتی به قسمت چهارم رسیدیم، حالا باید قدرت روایت و فرم متناسب بصری تداوم تماشا را تضمین کند که اتفاق نمی‌افتد. قسمت چهارم مرد سه هزار چهره را باید نقطه افت روشن این مجموعه دانست. قسمتی که در آن، مسعود شصت‌چی در یک دور باطل از شوخی‌های تکراری، موقعیت‌های استاتیک و پلاتِ درجا‌زده گرفتار می‌شود. اثر ثابت می‌کند که اگر ایده تازه و دکوپاژ خلاقانه‌ای در کار نباشد، حتی محبوب‌ترین کاراکتر تاریخ کمدی تلویزیون ایران هم نمی‌تواند مانع از سقوط کیفیت یک مجموعه شود و بعید می‌دانم با این وضعیت، این سریال نقطه بازگشتی به اوج برای خود داشته باشد.

منبع: مجله بازار


دیوانه‌های وارکرافت چه شکلی‌ان؟ میزگیم وارکرفتی

میزگیم وارکرفت

 

 

 

 

 

 

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
یونس یوسفی

درسته نقد